تبليغاتX
می نویسم تا ...

چه حق ها که برای خودمان قائل نمی شویم ؟ یک پله عقب تر ؟

امروز یک پله عقب تر از دیروزیم؟

ما حتی حق نداریم که امروز در همان پله ی دیروز باشیم چه رسد به آنکه یک پله عقب تر باشیم !

وظیفه ی ماست ، تکلیف ماست که رشد کنیم ، بزرگ شویم ، هر روز گامی به جلو برداریم .

امام علی (علیه السلام):

خیانتکار کسی است که امروزش بدتر از دیروزش باشد .             غررالحکم ، ح 2013

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 10:43  توسط آدم زمینی  | 

خوب حتما یک ماه شارژ برای یازده ماه بعد کفایت می کنه !نه؟ و گرنه بیشترش می کرد !

شارژش هم از اون قوی ها بود ها ! بدون هیچ نویزی ( دست نویز ها کاملا بسته بود ) ، حالا اینکه گیرنده ی آنتن ما ضعیفه دیگه یک بحث دیگه اس !

سالی یکبار می رویم که شارژ شویم برای یازده ماه مبارزه با نفسی که از دست آن " و اسئلک الامان ... " می گوییم . آن هم در شرایط مطمئنی که کمترین احتمال سوختن باطری می ره ! درهای رحمت الهی باز ، درهای جهنم بسته و شیطان در غل و زنجیر .

دیگر چه می خواهیم ؟؟

ای ما ! ببینم چه کار می کنیم ها !

یا حق !

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم مهر 1386ساعت 18:27  توسط آدم زمینی  | 

آرزومندم ! آرزومند اینکه نباشد در این دنیا لحظه ای که فریاد :

" یلیتنی کنت ترابا " ای کاش خاک بودم

شنیده شود !

آرزومند اینکه حسرتی نباشد در " یوم الحسره " و چه آروزی محالی !

که قیامت روز حسرت است و این حسرت مدتهاست که میهمان دل تنگ من است .

حسرت تمام لحظه هایی که گذشت و حسرت آنهایی که خواهند گذشت و شاید یک گام بیشتر می شد در راه برداشت !

و امشب آخرین شب ماهی است که آمده است که حسرت ما را کمتر کند و باز من حسرت تمام  " خسرهایی" که را به دل خواهم داشت باید " رشد " می شد .

و مرا چه پناهی است     پروردگارا !   اگر به درگاه تو پناه نیاورم ؟؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 20:50  توسط آدم زمینی  | 

تشنه ام ، تشنه !

اما نه تنها در جستجوی آب !
تشنه ی هر آنچه باید بدانم !

تشنه ی هر آنچه باید به دست آورم !

تشنه ی هر آنچه لیاقتش را دارم!

و سیراب خواهم شد ، سیراب خواهم شد !

چرا که به فرموده ی مولا علی ( علیه السلام):

هر آنکه در جستجوی آب باشد ، سیراب خواهد شد .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 12:25  توسط آدم زمینی  | 

شاید منتظر یک اتفاق خاص یا یک نشانه بودم برای شروع . و آن اتفاق خاص دیشب افتاد.

خداوند اولین باران پاییزی را به زمین تشنه هدیه کرد . و من به یاد تشنگی خود افتادم برای نوشتن .

به نام نامی او ...

" یا هو یا من لا هو الا هو "

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مهر 1386ساعت 11:12  توسط آدم زمینی  |