تبليغاتX
می نویسم تا ...

آگاهم به اینکه :

دستورم دادی و نافرمانیت کردم ، و انجام دادم آنچه را که به انجام آن نهیم کری ، پس صبح کردم در حالی که نه کسی را دارم که مرا از گناهان پاک سازد ، تا عذر آورم به پیشگاهش و نه صاحب قدرتی ، ، که از او یاری بخواهم !

و با خود زمزمه می کنم :

با چه چیز به تو رو کنم ؟ با گوشم ، چشمم ، زبانم ، دستم یا پایم ؟ آیا اینها همه نعمتهای تو نیست که نزد من است و با تمام این نعمتها نافرمانیت کرده ام ؟

اما چه کنم که :

 تویی پناهم هرگاه راههای زندگی در عین وسعتش بر من سخت شود و زمین با همه ی پهناوری اش تنگ گردد!

فرازی از دعای عرفه

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 21:58  توسط آدم زمینی  | 

چه سود از خانه تکانی دل ا زغیر او، بدون داشتن فیلتری برای ورود آنچه نباید وارد شود ؛ که حتی لحظه ای دورو غفلت از او را بعدها در حسرت خواهیم گذراند!

 

مولا علی ( علیه السلام )

قلب کتاب چشم است . ( آنچه چشم بنگرد در قلب نشیند )

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 8:37  توسط آدم زمینی  | 

برای چی به دنیا می آییم ؟ گاهی که با این سوال مواجه می شیم ممکنه کمی فکر کنیم و بگیم برای تکامل و شنونده سوتی بزند و بگوید عجب چه جواب خوبی!

اما جواب این نیست .

ان الانسان لفی خسر

و اگر بخواهیم که در خسر نباشیم ناچار باید رشد کنیم و این رشد جهت دادن به استعدادهای تکامل یافته مان است .

و ناچار برای رشد باید استعدادهای خود را بشناسیم و بازارها و خریدار ها را نیز .

روح خود را به دنیا و مافیها واگذاریم یا به الله ؟

 

و خداوند چه زیبا زمان را از اتهام به دور دانسته .

 والعصر

و چه مهربان است خدا که انسان را در ناامیدی رها نکرده است !

الا الذین امنو و عملوالصالحات  و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 8:18  توسط آدم زمینی  |